ناترازی برق در افق ۱۴۰۵؛

تابستانی بهتر، اما نه برای همه

تابستانی بهتر، اما نه برای همه
مصطفی مصری پور
سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۸

مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش خود، تصویری دوگانه از وضعیت برق ایران در تابستان آینده ترسیم کرده است. از یک سو، ورود ۶ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی (با مشارکت فعال صنایع بزرگ مانند فولاد مبارکه) نوید کاهش ۱.۱ هزار مگاواتی ناترازی را می‌دهد. از سوی دیگر، خروج ۴,۸۰۰ مگاوات ظرفیت خودتأمین بر اثر حملات اخیر و تغییر الگوی تولید انرژی از روز به شب، صنایع انرژی‌بر را با معماری جدیدی از مدیریت مصرف روبه‌رو کرده است. در این میان، سهم ۵۵ درصدی صنایع بزرگ از برنامه‌های خاموشی (با وجود سهم ۱۰ درصدی از پیک مصرف) نشان می‌دهد که دولت برای حفظ شبکه، ناگزیر از اتخاذ رویکردی نامتقارن است. پرسش کلیدی آن است که در افق ۱۴۰۵، چگونه می‌توان تعادلی میان بهره‌مندی از انرژی خورشیدی، بازسازی سریع ظرفیت‌های آسیب‌دیده و حفظ جایگاه رقابتی صنایع بزرگ در بازارهای جهانی برقرار کرد؟

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی، وضعیت ناترازی برق را با توجه به حملات جنگ رمضان و همچنین وارد مدار شدن ظرفیت های جدید برق مورد بازبینی قرار داده است. در نگاه اول، اعداد روی کاغذ آرام‌بخش به نظر می‌رسند. برآوردها نشان می‌دهد که در تابستان ۱۴۰۵، ناترازی برق ایران در سناریوی واقع‌بینانه با بهبود 1.1 هزار مگاواتی نسبت به سال گذشته، در مرز ۱۳.۶ هزار مگاوات متوقف خواهد شد. اما برای استراتژیست‌های صنعت فولاد—صنعتی که مزیت رقابتی‌اش در بازارهای جهانی همواره به انرژی پایدار گره خورده بوده—این آرامش پیش از طوفان است. کالبدشکافی این ناترازی نشان می‌دهد که ساختار بحران در حال تغییر شکل به مدلی است که بهای آن را منحصراً ترازنامه‌ی صنایع بزرگ پرداخت خواهند کرد و صرفا به آمارهای روی میز نمیتوان اتکا کرد چرا که نحوه برخورد دولت و اعمال کسری، برای هر گروه از مشتریان متفاوت است و در اقتصاد سیاسی انرژی، زمانی که تامین کننده انحصارگر دولتی توان تأمین تقاضا را از دست می‌دهد، فشار را بر بازیگرانی تحمیل می‌کند که کمترین هزینه سیاسی و بیشترین ظرفیت جذب شوک را دارند.

تابستانی بهتر، اما نه برای همه

انرژی خورشیدی و شیفت شبانه‌ی خاموشی‌ها

کاهش ۱.۱ هزار مگاواتی ناترازی در سناریوی واقع‌بینانه نسبت به سال گذشته (۱۴,۷۴۶ مگاوات)، بیش از آنکه حاصل اصلاح ساختاری باشد، محصول ورود ۶,۰۰۰ مگاوات ظرفیت جدید نیروگاه‌های خورشیدی است که صنایع بزرگی نظیر فولاد مبارکه نیز در توسعه آن به طور مستقیم دخیل بوده اند. این توسعه، اگرچه روی کاغذ ترازنامه وزارت نیرو را بهبود می‌بخشد، اما برای صنایع بزرگ یک انحراف آماری در دل خود دارد. بر اساس گزارش مرکز پژوهش ها، انرژی خورشیدی ذاتاً یک دارایی روزانه است. برای صنایعی مانند فولاد که دارای کوره‌های قوس الکتریکی هستند و برای فرار از پیک مصرف، بار اصلی تولید خود را به شیفت‌های شبانه منتقل می‌کنند، این تغییر سبد تولید به معنای آن است که احتمال بروز کسری برق شدید در ساعات شب به شدت افزایش یافته است. در واقع، مزیت شیفت شبانه در حال از بین رفتن است و دولت به عنوان مدیر این بازار باید به فولادسازان در ساعات تاریکی، نگاه ویژه تری داشته باشد و در هنگام اعمال مدیریت مصرف در شب، سهم صنایع خودتامین را حفظ کند.

تابستانی بهتر، اما نه برای همه

حملات به زیرساخت‌های خود تامین

در تئوری استراتژی رقابتی، بنگاه‌های پیشرو برای محافظت از خود در برابر قدرتِ چانه‌زنی بالای تأمین‌کنندگان انحصاری، اقدام به ایجاد خندق‌های تدافعی از طریق ادغام عمودی و احداث نیروگاه‌های خودتأمین می‌کنند. با این حال، تنش‌های اخیر باعث خروج ۴,۸۰۰ مگاوات از نیروگاه‌های راهبردی مرتبط با صنایع بزرگ از مدار شده است.

تابستانی بهتر، اما نه برای همه

آسیب به ۱,۲۰۰ مگاوات نیروگاه مرتبط با فولاد مبارکه، صرفاً یک خسارت شرکتی نیست، بلکه یک شوک سیستماتیک است. با خروج این ۴,۸۰۰ مگاوات از مدار، شبکه سراسری ۸۰۰ مگاوات تزریق برق مازادِ صنایع را از دست داده و هم‌زمان ۱,۰۰۰ مگاوات از تقاضای صنعتی که پیش‌تر در خود مجتمع‌ها تأمین می‌شد، به شبکه ملی سرریز شده است. این پدیده، یک شوک تقاضای خالص ۱,۸۰۰ مگاواتی را به شبکه تحمیل می‌کند.

مالیات پنهان بر تولید

دولت برای سرپا نگه‌داشتن شبکه‌ی فرسوده‌ی خود، نامتقارن‌ترین استراتژی ممکن را برگزیده است. در حالی که سهم صنایع بزرگ از پیک تقاضای شبکه تنها ۱۰ درصد است، بیش از ۵۵ درصد از کل برنامه‌های مدیریت مصرف (خاموشی‌های اجباری) بر دوش این بخش قرار گرفته است. این رویکرد، در عمل به مثابه یک مالیات پنهان و سنگین بر تولید است که مستقیماً بهره‌وری فرآیندهای صنعتی را مختل کرده و جایگاه رقابتی فولاد ایران در بازارهای جهانی را تضعیف می‌کند.

تابستانی بهتر، اما نه برای همه

گاز و مساله کسری سوخت نیروگاه

بحران انرژی برای غول‌های صنعتی ایران تنها محدود به انقلاب تابستانی نیست. آسیب به زیرساخت‌ها، سقف ظرفیت تولید گاز کشور را با افتی ۲۰۰ میلیون متر مکعبی مواجه کرده و آن را در مرز ۶۰۰ میلیون متر مکعب در روز متوقف ساخته است. از آنجا که کاهش هر یک میلیون متر مکعب گاز به معنای از دست رفتن ۱۶۰ مگاوات ظرفیت شبکه برق است، پایه‌های تولید برق در زمستان به شدت لرزان است.

در حال حاضر، افت تقاضای گاز به دلیل توقف اجباری تولید در برخی مجتمع‌های پتروشیمی و فولادی آسیب‌دیده، مصرف را در محدوده ۵۹۰ تا ۶۰۰ میلیون متر مکعب نگه داشته و عمق فاجعه را پنهان کرده است. اما با بازسازی و بازگشت این واحدهای صنعتی به مدار تولید، یک نبرد بی‌رحمانه برای تأمین گاز در پاییز و زمستان میان نیروگاه‌ها و صنایع شکل خواهد گرفت. برای رهبران جهانی صنعت فولاد، انرژی یک متغیر قابل بهینه‌سازی است، نه یک تهدید موجودیتی روزمره. در این اتمسفر اقتصاد کلان، بقا نیازمند تغییر قواعد بازی است. تسریع در بازسازی ظرفیت‌های ۱,۲۰۰ مگاواتی ازدست‌رفته، ذخیره‌سازی استراتژیک سوخت مایع برای نیروگاه‌ها پیش از فرارسیدن ماه مهر و تطبیق هوشمند چرخه‌های ذوب با الگوهای جدید قطعی برق، تنها گزینه‌های روی میز برای حفظ هژمونی تولید در عصر ناترازی‌هاست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای انرژی

یادداشت

تازه‌ترین‌ها انرژی

ویدیوی صفحه

دیدگاه